فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

بهترین هدیه زندگی

یلدا مبارک

به نام یگانه معبود خالق فصل ها دخترم  پاییز امسال نیز گذشت و من با وجود شما گذر زمانو متوجه نشدم چه خوش گذشت سه ماه با تو بودن در کنار بخاری روزها رو با هم گذروندن و به دلیل سردی هوا و مراقبت از شما در خانه ماندن و شاهد رشد و نموت بودن ای کاش اینقد  روزها، هفته ها و به دنبالش ماهها زود سپری نمی شد و قطار زمان کندتر حرکت می کرد تا من بیشتر میتوانستم از کودکانگی هایت لذت ببرم ای کاش میتوانستم همانند صدا و تصویرت بوی خوش نوزادیت را هم در کنج خانه به یادگار ذخیره کنم که در آینده به هنگام دلتنگی،برایم  یاداور این روزهای خوش گذشته باشد  ... و خلاصه آغاز زمستان مادر بودن و امسال زمستان برایم با وجودت سرمایی ...
30 آذر 1390

پیشاپیش یلدا مبارک

   سلامی به دلچسبی هندوانه   عزیزم دلم امسال باباجون برای شب یلدا 5 تا هندوانه گرفته بود یکیشو به ما داد و یکیشم پیش از شب یلدا نوش جون کردن اینم 3 تای دیگش.ما که نفهمیدیم چرا به جای 1 هندوانه 5 تا هندوانه ؟؟؟؟؟  شاید شما بزرگ شی بتونی یه دلیلی واسش پیدا کنی 1390/9/28         ...
28 آذر 1390

تولد سه ماهگیت مبارک

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد نی نی نازمون سه ماهش تموم شد و وارد چهارماهگی شد فصل سرد و زیبای زمستونم داره شروع می شه نی نی کوچولو با گرفتن بستنی تو بغلش ثابت می کنه از زمستونو سرماش نمی ترسه .... امسال هر فصلی که می یاد برای ما قشنگیه خاص خودشو داره چون نی نی مون بزرگ و بزرگتر می شه .  بابایی 28/9/90   ...
28 آذر 1390

خاله زهرا متشکرم

دختر نازم امروز ساعت 14 پستچی آمد و این هدیه رو از طرف زهرا خانم آورد. زهرا جون دوست صمیمی مامان در دوران دانشجویی ارشد بود و روزها به خوابگاشون میرفتم، با هم درس میخوندیم، غذا میخوردیم و...اکثر روزها با هم بودیم الانم به کار تدریس در دانشگاه شهرکرد مشغوله، تقریبا 3سالی میشه که ندیدمش فقط از طریق ایمیل و موبایل با هم در ارتباطیم دوست عزیزم انشالله که موفق و پیروز باشی ...
26 آذر 1390

جمعه و غان و غون جدید(آغاز بو بو بو گفتن)

سلام بر فاطمه پاره تنم دختر نازم عصر ساعت 4 که بابایی از ماموریت برگشت شما با کار جدیدت خستگی رو از تنش زدودی متوجه شدیم که داری لبهاتو بر میگردونی و به همراه حباب فراون، بوبوبو میگی اگه بدونی اون لحظه چقد خوشحال شدم تمام قلبم مملو از شادی و نشاط شد.هر با که یه یک حرف جدید میگی یا یه کار جدید میکنی هزار با خدارو به خاطر سلامتیت شکر میکنم چند روزیه که آب دهانت جاری میشه و حباب هایی که برامون حکم اولین نقاشیهاتو داره، بیشتر و زیباتر شده امروز مقاله ای میخوندم که نوشته بود جاری شدن بزاق دهان نوزادان به دلیل عدم توانایی در قورت دادن آن میباشد و تا یکسالگی کاملا طبیعی است.منم با دیدن این جملات خیالم راحت شد گلم ٢٥/٩/١٣٩٠ ...
25 آذر 1390

آخرین پنج شنبه پاییزی

عزیزم امروز رفتیم پاساز آزادی واسه بابایی کاموا بگیرم شال ببافم در حالی که همه مشغول دیدن کامواها بودن بابایی صدام زد، گفت: ببین وروجک داره چی میبینه دیدم شما هم وقتو غنیمت شمردی و به عروسک هایی که از طبقه بالا آویزان بودن نگاه می کنی  الهی فداش بشم من  بعدش تو ماشین مثل روزهای اول تولدت دست کوچولوتو زیر چونت گذاشتی و ناز لالا کردی کوچولوی نازم عمه مینا همش میگه چاله های پشت دستای فاطمه رو ببوس. بار اول کلی گشتم تا پیداشون کردم عکسشو واست میذارم که خودتم چاله هاتو ببینی چقد نازه   خدا جونم به خاطر تمام لحظات قشنگم با فاطمه ازت ممنون و سپاسگزارم ...
24 آذر 1390

دختری با گیسوی جذاب

با نام خداوندی که هر چه دارم از اوست سلام به همه دوستان ٢٣/٩/١٣٩٠  دخترم دیشب موهاتو چرب کردم که فردا که حمام میکنی شوره از سرت بهترجدا شده وقتی  موهاتو حالت دادم  این عکسارو ازت گرفتم (بقیه در ادامه مطلب)  خوشگلم، هر کی میبینتت عاشق موهات میشه، همه میگن وای چه موهای قشنگی، چقد مشکیه، چقد پر پشته و خلاصه همین که حافظ سرود دوش در حلقه ما قصّه گيسوي تو بود         تا دل شب سخن از سلسله موي تو بود آخه میدونی بعضی از نی نی ها کم مو به دنیا میان ولی شما با موهای تیره و پر متولد شدی عزیزم    امروز مامان ...
23 آذر 1390

عکسهای خانم کوچولو

سلام غنچه زیبایم دختر نازم این عکسو قبل از رفتن به مجتمع تجاری آفتاب از شما انداختم امیدوارم مورد پسندت قرار بگیره یه وقت سردت نشه عروسکم؟؟؟؟ دخترم این لباس که تنته، یکی دیگه از شاهکار های مامان هنرمندمه، امیدوارم بزرگ بشی و قدر مامان جونتو بدونی، خیلی وقت گذاشته و با حوصله به عشق نوه اش بافته اینم خاله مریم  واست گرفت ،ممنون خاله جونم   ...
17 آذر 1390