شبی که بیداری را بر خواب ترجیح دادی
سلام بر بانوی خانه مان
دیشب کلا گریه و نا آرومی بود البته مابینش کمی بازی هم کردی، نیمه های شب بود متوجه شدم میتونی ٣_٤ مکعب رو هم بچینی چون پیش از این فقط از ویران کردن برج هایی که ما میساختیم لذت میبردی. حالا دیگه خودتم به جمع آبادگران پیوستی و برج چند مکعبی میسازی و مکعب ها رو درون جاش میزاری .تا ساعت ٤ بامداد لالا کردی.
شبی رفتیم مجتمع آفتاب، برات بلوز تک سفید گرفتم. از کید کارم خوشم میاد،ببین:

ظهر ناهار باشگاه بودیم شماهم کنارمون ماهی خوردی.
دوستت دارم عزیزم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شبی که بیداری را بر خواب ترجیح دادی
