شروع دومین ماه پاییزی
اولین ماه پاییز یکسالگیت نیز ورق خورد. روزهای شیرین و کمی سختش به پایان رسید و خاطراتش کنج دلم به جا موند. سخت از این جهت که دندونهایت بی تابت کرده ... امروز یاید تقویم های خونمونو ورق بزنم. تصمیمات جدید برای پر کردن ماه دوم پاییزی بگیریم... ^^ دیشب بابایی از ماموریت تهران واست مسواک رویال آورده بود ^^ نازنینم امروز صبح از شدت دردی که داشتی برات شربت استامینوفن تهیه کردم و یه قاشق مرباخوری بهت دادم تا آروم شی ^^ عزیزم خیلی وقته نون (برکت سفره) کاملا میشناسی و میتونی تلفظش کنی. هرجا ببینی با زبون شیرینت میگی:"نون". همین جا بهت بگم که نون و برنج و مشتقاتشون از نعمت های خاص خداونده و در نزد ما ...








