فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

بهترین هدیه زندگی

وسایل خونه رو دارم میشناسم...

به نام زیباترین فاطمه، دختر خوش نامم، سلام، امیدوارم اکنون که این پست میخونی سرحال و با نشاط باشی منو ببخش که برخی از پست ها رو به موقع نمیزارم، همه وقتم صرف خودت میشه، سعی میکنم عناوین کارهای روزانتو تو گوشیم یادداشت کنم و سر یه فرصت مناسب تو وبلاگت انتقال بدم . آپ روزانه وبلاگت برام امکان پذیر نیست گل سرخم، داری تلاش میکنی که دستتو از تکیه گاه برداری و خودت بایستی، چند ثانیه می ایستی و بعدش تالاپ میخوری زمین،...ت محکم میخوره زمین. ترسم از اینه که یه ذره چربیشم آب شه  وسایل خونه که میشناسی و تا اسمشونو میبرم بهشون اشاره میکنی عبارت اند از: کولر_ ساعت_ عکس مامان، بابا، نی نی_ گل_نی نی(منظور عکس خود...
13 مرداد 1391

دایی محمد جونم تولدت مبارک

دایی جونم خوش بحالت شده ها، لابد میپرسی چرا؟ چون امسال منم تو جشن تولدت حضور دارم. در ستاره بارانِ میلادت، میان احساس من، تا حضور تو، حُبابی است از جنس هیچ، از دستان من، تا لمس نگاه تو، آسمانی است به بلندای عشق، جشن میلادت را به پرواز می روم، دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها، آسمانی که نه برای من، نه برای تو، که تنها برای “ما” آبیست!!!!! داداش عزیزم تولدت مبارک  دخترکم تا فراموش نکردم بگویم که یاد گرفتی وقتی شونه رو دست میگیری، میگویم : "فاطمه موهاتو شونه بزن" شما هم شونه رو تو موهات میکشی حتی اگر بگویم موهای مامان رو شونه کن شونه رو رو سر من میکشی در مورد بابایی ...
9 مرداد 1391

دستمو به مبلا میگیرم و راه میرم

سلام من فاطمه، چراغ خونمونم امروز اومدم که یه خبر فیتیله ای بهتون بدم، می خوام به اطلاع همتون برسونم که بزرگ شدم و میتونم دستمو به مبلا بگیرم و دور تا دورشون راه برم.  مامانی، بابایی حباستون باشه که همین روزا راه می افتم و شما  برام یه جفت کفش ناز می گیرید، تاتی تاتی میکنم و هی میخورم زمین و هی بلند میشم آخ که چه کیفی داره میتونم همه جا برم ... چهارشنبه چهارم مرداد ماه ...
4 مرداد 1391

چاب عکس ها

سلام موش موشک دیشب بیست تا از عکسهاتو انتخاب کردم و امروز بعد از ظهر رفتیم لابراتوار عکسباران و سفارش چاب براق( سایز 10*15 ) دادم یک ساعت بعد یعنی ساعت 20 تحویل گرفتیم. دل تو دلم نبود، دوس داشتم زودتر عکساتو ببینم، نگران بودم گفتم شاید خوب نشه و... ولی برخلاف تصورم عکسا عالی شده بود، کاملا شفاف و تمیز. به زودی بقیه عکسهاتم سلکت میکنم و میدم چاپ کنن اینجوری خیالم راحت تره که تا همیشه عکسات یادگاری میمونه هرچند همه رو رو چند تا dvd داریم و تو وبلاگم که هست ولی اینم انجام میدم که مطمین باشم شس ئ       ئشسث ففففففففففففففففث خط بالا اولین تایپته، مطالبشم به زبونت خودت نوشتی، یا شایدم ...
3 مرداد 1391

یه نظر پر احساس از...

سلیمه 14:46 2 مرداد 1391   به نظر من هیچ چیزی لذت بخش تر و آرام بخش تر از این نیست که قلمت رو دستت بگیری و دست خطتت رو ،صدای موسیقی قلمت رو به رخ کاغذ بکشی ،توی انحناها و پیچش های کلمات خودت روعریان کنی، آرزوهات رو مشغولیات ذهنیت رو بین سطرها بیاری حتی شده توی حاشیه جزوه های درسیت، حتی شده با خودکار بیک آبی(من عاشق پهنای بیک آبی قدیمیم هاااا) چقدر نوشتن لذت بخشه و لی به لطف همین تکنولوژی از خیلی چیزا دور موندیم وقتی به جای لغزش خودکار روی کاغذهای کاهی ارزون قیمت، صدای تیک تیک کیبورد باشه، اگرچه تمیز و بدون خط خوردگی از کار در می آن اما بهت ثابت می کنند که حتی با هر ده انگشتت هم نمی تونی به اندازه ی اون وقت ها حرف ه...
3 مرداد 1391