یک ماه تا دو سالگی
و چه زیبا سهراب اینگونه سرود: "صبح ها وقتی خورشید در میآید متولد بشویم" به این مصرع اینقدر معتقدم که هر شب پیش از خواب برنامه فردایم برای دوباره متولد شدنم در ذهنم میریزم کلیه کارها ریز و درشت، همین که در طول روزم پر باشد از برنامه و کارهای روزمره ام را یکی پس از دیگری پیش ببرم و همین برنامه ریزی برای منه مادر و مدیر خانه یعنی داشتن روز خوب، با تو بودن و در کنارت نفس کشیدن یعنی هر روز متولد شدن شوق زیستن و امید برای ادامه حیات... چن شب پیش با بابایی سر صحبت شما شد و گفتم واقعا چقد زود گذشت. یک ماه دیگه دخترکمان، همه زندگی مان، دوساله میشود. پرونده سال دوم زندگیش، خنده هایش، گشت و گذار هایش، خوردن ها و نخوردن هایش... همه و ه...



