فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

بهترین هدیه زندگی

یک ماه تا دو سالگی

و چه زیبا سهراب اینگونه سرود: "صبح ها وقتی خورشید در میآید متولد بشویم" به این مصرع اینقدر معتقدم که هر شب پیش از خواب برنامه فردایم برای دوباره متولد شدنم در ذهنم میریزم کلیه کارها ریز و درشت، همین که در طول روزم پر باشد از برنامه و کارهای روزمره ام را یکی پس از دیگری پیش ببرم و همین برنامه ریزی برای منه مادر و مدیر خانه یعنی داشتن روز خوب، با تو بودن و در کنارت نفس کشیدن یعنی هر روز متولد شدن شوق زیستن و امید برای ادامه حیات... چن شب پیش با بابایی سر صحبت شما شد و گفتم واقعا چقد زود گذشت. یک ماه دیگه دخترکمان، همه زندگی مان، دوساله میشود. پرونده سال دوم زندگیش، خنده هایش، گشت و گذار هایش، خوردن ها و نخوردن هایش... همه و ه...
15 مرداد 1392

5

سلام عشقم همه وجودم و تمام زندگی ام صبح ساعت 11:30 از خواببیدارشدیم و با آجی با هم نیمرو خوردین و دوتایی باهم بازیکردین میگفتی:آجی بیا اینجا آجی بیا اونجا و... تا نزدیکای ظهر که پی پی کردی وخوابت گرفت و اومدی طرفم. ساعت 15 هر سه با هم لالا کردیم. بعد ازصرف افطارراهی مراسم شدیم اصلا خوشت نیمد و ناآرومی تا اینکه تقریبا ساعت 1 بامداد لالا کردی و یه ساعتی خوابیدی نور و صدا اذیتت میکردو بیدارشدی بردمت تو حیاط و... دیدم موندنم بیفایدس تقریبا ساعت 3بود که ازبابایی خواتهش کردم بیاد دنبالمون و برگشتیم خونه. ...
8 مرداد 1392

روستای کهکران

سین مثل واژه سلام ساعت 8 حرکت کردیم درراه صبحانه خوردیم شما همکمی پنیر خالیبا قاشق خوردی.خیلی جایباصفا و خنکی بود قبلا با بابایی یبار اینجا اومده بودیم(30 کیلومتر فرعی رفتیم خیلی جاده پر پیچ و خمی دارد پیچ های بسیار تند ) پاپ کورن و پفک و کمی جوجه و ماست خوردی و بعد اظهردر حین خوردن دونه های بلال خوابت برد خیلی جالببود که از شدا خستگی خودت خوابت برد چون معمولا چنین حالتی خوابت نمیبره. پوشکتو در اوردم و چن باربردمت ولی جیش نکردی و با عرض معذرت دوبار تو شلورتو خیس کردی عکسسسسسسسسسسسسسس های از درخونه تا جایی که رفتیم 108 کیلومتربود. با بچه ها بازیتون دادم و دستای همو گرفتین و بازیکردین تا رسیدیم شیراز از خواب بیدار شدی. ...
8 مرداد 1392

8

سلام گلم ساعت 11:30 از خواب بیدار شدی و منو بابایی هم بیدار کردی و شیر و ماماتین واست گذاشتم و گفتم اینا ماهی اند بندازشون تو آب خوشت اومد دونه دونه مهی هارو تو شیر انداختی و یکی دو دونشو با قاشق خوردی و دیگر هیچ. واست کتلت گوشت و سبزیجات حاوی(تخم مرغ، سیب زمینی، کدو، هویج، آرد و نمک و ادویه، گوشت چرخی، پیاز) سرخ کردم حاضر نشدی دس بگیری. عکس ساعت 17 لالا کردی.الان خاله معصوم بهم واتساپ زد و گفت که مهرسا هم اصلا از صبح تا حالا هیچی نخورده. امان از دست شما همیشه روزه دارا!!!!!!!!!!!!!!!!!   ...
8 مرداد 1392